شغل من این است که ساعتی پس از غروب...

غروب سرخ...

غروب پر غم...

یک غروب دیگر بی تو...

بنشینم و آسمان را بنگرم...

بنشینم و ماه را نظاره کنم...

و من ماه را دوست دارم...

 

+ امشب اولین شب محرمه آقا...  می دونم که خیلی ناراحتی... قول می دم که این ماه، سنگ صبورت باشم امام مهربونم... پس باهام حرف بزن! خواهش می کنم آقا... این یه التماسه...