معدلم خوب شد! فکر می کردم خیلی خوب نمی شم اما فقط چند صدم ناقابل با ۲۰ فاصله داشتم... نمیدونم آینده م قراره چطور رقم بخوره! خوبه یا بده؟؟؟ این آینده بستگی داره به انتخابای من...

از ظهر تا الآن نشستم پای این لپ تاپ تا پروفایلم رو به انگلیسی برگردوندم!!! نه آخه این شد کار که من این همه وقتم رو پاش بذارم؟؟؟ اونم منی که این همه کار عقب مونده دارم!!! خودمم نمی خوام اما اگه من تا یه کاری که تو ذهنمه رو انجام ندم نمی تونم فکرم رو متمرکز کنم برای انجام یه کار دیگه...

بابا اومد خیلی از دستم کلافه ست... می دونم دیگه شاید حق استفاده از لپ تاپ رو نداشته باشم!

امشب می خوایم بریم خونه ی عمو چنگیز... نه این که واقعا عموم باشه ها نه! دوست بابامه اما مثل عمو دوسش دارم...

امیدوارم بابام نخواد من رو از لپ تاپ محروم کنه چون من هنوز خیلی برنامه ها واسه این وبلاگم دارم...!!!

من حتما امتحان قلم چی بعدی رو خوب می دم تا بابام اونطور که می خواد بشه... یعنی من بشم درس خون! مثل قبلم |: