هـ ـاجـ ـِ ـس - آنچه در دلـ❤ــ افتد

99- هر که پرسید از تو، پاسخش سِیلی بود

مثلا سال های فراق را به گل کاری مشغول باشم و عصرها، در همان کوچۀ همیشگی با شاخه های همیشه تازۀ گل، غروب خورشید را التماس کنم که اتفاق نیفتد... که نخواهد باز روشنی را ببرد و یاد نیاورد روزی که باز هم گذشت و بویی از بودنت نبرد....

میدانم که هر چه اصرار کنم، قضای الهی تغییر نمیکند و خورشید همیشه می رود... و تو هم نیستی! خیالم به این خوش است که فردا دوباره خورشید برمی گردد همان جا، همان گوشۀ دنج خودش، همان جا که آغوش آسمان دربرمی گیردش و دوباره منم و گل ها و غروب و التماس های پیاپی که تو هم بیایی در جای خودت، نزدیک به من، آنقدر نزدیک که نفس هایم نفس هایت را حل کند در خون رگ هایم... آن وقت من گل ها را با ذوق کودکانه ای رو به رویت بگیرم و از شرم این که لپ گلی هایم را نبینی، سر به زیر بیفکنم و بگویم: برای توست...

اطمینان دارم از تازگی بیش از حدشان شگفت زده خواهی شد و از رازش خواهی پرسید... و من به آرامی و همراه با لرزش لبانم پاسخت می دهم: این گل ها هر روز با اشک هجر تو غسل داده شدند.......

دست هایت را تکیه گاه چانه ام می کنی و با فشاری اندک می خواهی سرم را بالا بگیری... دست هایت خیس می شوند........

bahar ...
۰۱ مرداد ۹۵ , ۱۴:۲۲
  این گل ها هر روز با اشک هجر تو غسل داده شدند.......

چه زیبا بوداین تکیش

پاسخ :

خودمم وقتی داشتم مینوشتم عاشق این تیکه ش شدم (:
خوشحالم که بهار جانمون هم همین نظر رو نسبت به نوشته م دارن ((:
♥سرباز شیعه♥
۰۱ مرداد ۹۵ , ۲۰:۲۰
ممنون♥♥
آبان دخت ...
۰۱ مرداد ۹۵ , ۲۱:۱۰
وای زهرا...عالی بود دختر...آخرش مخصوصا! عکسش هم...
+ من از چهارشنبه جایی بودم که به نت دسترسی نداشتم...متاسفم که دیر شد :(
اما...

تولدت مبارک بهترینم...امیدوارم زندگیت پر از سلامتی و شادی باشه...
و نگاه خدا...
رو بوم زندگیت طلوع کنه...از اون طلوع های بی غروب...از اون طلوع هایی که نیازی به التماس برای اتفاق نیفتادن غروبش نباشه :))

پاسخ :

ممنونم آبان دخت عزیزم (:

+ خیلــــــــــــــی تشکر، خیلی. جزء قشنگ ترین تبریکاتی بود که بهم گفته شد (((:
عزیـــــــــــــــــــــزی

PARiYA ....
۰۳ مرداد ۹۵ , ۲۳:۰۱
خیلی قشنگ بود عزیزم لایک داری

پاسخ :

ممنونم پریا جان (:
Lady cyan ※※
۰۴ مرداد ۹۵ , ۱۶:۱۳
:)

پاسخ :

(:
آبان دخت ...
۰۶ مرداد ۹۵ , ۲۲:۲۳
عزیزم! قابلتو نداشت دوست جان من :*

کجاایی زهرا؟خوبی؟رو به راهی؟ دلتنگت شدیم...
:)

پاسخ :

مرسی بازم (:
همین دورو ورام، الحمدلله، اممم فکر کنم! البته اگه خدا بخواد رو به راه مستقیم، منم همین طور، اونم خیـــــلی....
ح.آ :)
۰۹ مرداد ۹۵ , ۱۲:۵۰
یه حالی دارم اصن :(
چقدر خوبه اینقد دخترای با ذوقی توی بیان هستن عا :دی چقدر خوبه نوشته های فوق العاده ی دوستاتو می خونی :)

پاسخ :

خیلی سپاس ح.آ جان
خودت خوبی و گل... با ذوقی از خودتونه (:
Roghaieh ..
۱۲ مرداد ۹۵ , ۱۴:۳۱
و در آخر
چ گناه شیرینی:)

پاسخ :

گناه؟!
(:
فاطمه نظری
۱۸ مرداد ۹۵ , ۱۸:۱۸
زیبا

پاسخ :

سپاس
آقای سین
۰۹ شهریور ۹۵ , ۱۷:۴۱
متن و عکس را پسندیدیم



پوزش بخاطر غیبت طولانیمان
❤خانوم یار❤ ❤آقای یار❤
۲۰ آذر ۹۵ , ۱۹:۳۳
شلام خوفی آخه نی نیم توشیکممه هنوز شطوری ببوسمش گردنم نمیرسه میشکنه.خاله زهراواسم دعاکن سلام وسلامت باشمایادت نره امروزاشتباهی یه ذره پودرزعفرون ودم کرده ی گیاهی خوردم البته توسوپ بودن خودم بشون میگم علف علوف ولی خداروشکرتاالان ک چیزیم نشده

پاسخ :

سلام
ای جانم ای جانم
إن شاءالله که سالم و سلامت و شیطون به دنیا میاد این فسقلی جیگر (:
פـریـر ...
۱۴ بهمن ۹۵ , ۰۰:۲۳
نمی دونم هستی یا نه...
ولی سلام...
خوبی؟
امیدوارم هرجا هستی حال دلت خوب باشه زهرای دوست داشتنیم :* :)

از دل نرود هرآنکه از دیده برفت...

پاسخ :

سلااااااام حریر جانم (:
دوست هم استانی دوست داشتنـــی من ((:
چقدر خوبه که تو هستی، چقدر خوووبه تو رو دااارم (((:
انرژیم دو چندان شد با خوندن کامنتت عزییییز جان ((((:
خوبم الحمدلله و دعا میکنم تو هم خوبِ خووبِ خوووب باشی بهتریــــن (((((:

همواره در دل مایی نه هر گاهی *:
طلبه عکاس
۰۲ اسفند ۹۵ , ۱۳:۲۵
موفق باشید.

پاسخ :

سپاسگزارم
فاخته ..
۰۷ اسفند ۹۵ , ۱۹:۱۰
به قول شاعر محبوبم:
یادت هست
رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری..؟

پاسخ :

سید علی صالحی

زیبا گفتند... (:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
«اللهُمَّ فَرِّغنی لِما خَلَقتَنی لَه و إجعَل صالِحَ ما أقولُ بِألسِنَتی نیَّة فی قَلبی»
پروردگارا به من فرصت بده تا به آنچه مرا بخاطر آن خلق کردی بپردازم و در قلبم، نیت آن چه را که از نیکی بر زبانم جاری می سازم، قرار بده (قلب و زبانم را [به نیکی] یکرنگ ساز)

***
در حال حاضر
اکنون
و همین الآنِ الآن
کمی تا قسمتی ابری نیستم
اما
برمی گردم (:
«إن شاءالله»

+ «مستور» اسم مستعار و تخلص اینجانب می باشد (:

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan