مـ18o81ـن

کسی مستور در من است که سعی در کشف اسرارش دارم!


102. خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز

دلم میخواهد بنویسم اما اماهای زیادی مصرند برای قفل کودک شدنِ ذهنم!

شاید دیگر مرا طفلی نوپا می دانند که توانایی تزریق کلمات به صفحه ی کیبورد از دستانش خارج شده و باید کسی خارج از محدوده ی ذهن بیاید و درِ مربوطه را برایش باز کند بلکه این قفل کودک های ناهنجار دست از پندارهای مارکسیسمی خود بردارند!

شاید هم تلقین خوبی باشد! شاید حقیقتا من طفیلی شده ام!

غنچه ی وجودم را حس می کنم که پس از آبیاری اشک های پی در پی، می خندد...

با تمام اماها و اگرها و ای کاش ها

من

زاده ی

لبخند

شدم

...

+ مدتی نبودم و امکانش هست که باز هم مدتی نباشم!

+ کنکور هم خوب بود الحمدلله

+ از همه ی کسانی که به یادم بودند و جویای احوالم شدند صمیمانه تشکر میکنم (:

+ عذرخواهی میکنم بابت این که نتونستم دل نوشته های قشنگتون رو بخونم، ان شاءالله سر فرصت برمیگردم (:

این قفل شدن خیلی بده واقعا و شدیدا درک می کنم...

امیدوارم هرجا هستی بهترینا برات اتفاق بیفته عزیزم :*
درک کننده ی کی بودی تو؟!
منم همین آرزو رو متقابلا برای تو دارم عزیز دل (:
جمعه ۱۰ شهریور ۹۶ , ۰۵:۴۷ سایت تفریحی چفچفک
رفتی کجا
پی مشغله های جدید زندگی
سلام دلمان تنگ شده
به چیزی که میخواستید رسیدید؟
سلام
دل ما هم تنگ است
نه متأسفانه
هم چنان در تلاش برای رسیدن به سر می بریم... (:
دوشنبه ۱ آبان ۹۶ , ۱۶:۵۵ ❤مامان احمدرضا❤
آدرس وبلاگت خیلی باحاله :)
:)
ممنون
می تونید از منوی وبلاگ قسمت "مـ18o81ـن" رو مطالعه کنید که از رازش (!) مطلع بشید :)
سه شنبه ۲ آبان ۹۶ , ۱۶:۵۰ ❤مامان احمدرضا❤
خوندمش :)
سپاس از وقتی که گذاشتید (:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بِسمِ رَبِّ جان
سلام، مستور هستم؛
شب گردم،
میان آب قدم می زنم
و سر به بالین ماه دارم!
دیگران، مبهمِ عجیبم می خوانند؛
شما مرا چه می خوانید، الله أعلم...!

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan