هـ ـاجـ ـِ ـس - آنچه در دلـ❤ــ افتد

با حروف ساده می نویسم و این ها،
شناسنامه ی دل آدمی اند...

«اللهُمَّ فَرِّغنی لِما خَلَقتَنی لَه و إجعَل صالِحَ ما أقولُ بِألسِنَتی نیَّة فی قَلبی»
پروردگارا به من فرصت بده تا به آنچه مرا بخاطر آن خلق کردی بپردازم و در قلبم، نیت آن چه را که از نیکی بر زبانم جاری می سازم، قرار بده (قلب و زبانم را [به نیکی] یکرنگ ساز)

+ «مستور» نام مستعار و تخلص اینجانب می باشد (:

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

نمی خوام در مورد امروز چیزی بگم چون خیلی بد بود... 

تنها قسمت خوبش اون جایی بود که بعد از کلاس زیست با مامان رفتم مسجد و نماز مغرب و عشام رو به جماعت خوندم!

  • مسـ ـتور
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۹ آبان ۹۲ ، ۱۱:۰۹
  • مسـ ـتور

امروز خیلی انرژی گرفتم... از آدما٬ از طبیعت٬ از همه چیز... 

خیلی خوش حالم...


+ من از دیروز تصمیم گرفتم روزایی که وقت دارم روزانه هام٬ دل نوشته هام و هر چی که ته دلم می مونه رو این جا بنویسم...الآن پدرم گفته دیگه بسه!!! راست می گه... آخه من سال بعد کنکور دارم باید از همین الآن درسام رو خوبِ خوب بخونم...

  • مسـ ـتور

شغل من این است که ساعتی پس از غروب...

غروب سرخ...

غروب پر غم...

یک غروب دیگر بی تو...

بنشینم و آسمان را بنگرم...

بنشینم و ماه را نظاره کنم...

و من ماه را دوست دارم...

 

+ امشب اولین شب محرمه آقا...  می دونم که خیلی ناراحتی... قول می دم که این ماه، سنگ صبورت باشم امام مهربونم... پس باهام حرف بزن! خواهش می کنم آقا... این یه التماسه...

  • مسـ ـتور

بدجور دلم گرفته...

شب جمعه هست و دلم تنگه واسه امامم، واسه مولام... پس کی می خوای بیای و به این دل آشفته ی من یه سر و سامونی بدی؟؟؟

این دنیا برام شده عین قفس! حتی نمی تونم توش به راحتی نفس بکشم چه برسه به این که بخوام پرواز کنم...

من از دار وندار این دنیا یه دل دارم که اونم همیشه بی قرارته...

امام مهربونم زودی بیا که کودک درونم با نبودت خیلی نق می زنه...

 

+ ای که گفتی دردمندان را مداوا می کنی

من که مُردم پس چرا امروز و فردا می کنی؟

یا بکش یا از قفس آزاد کن

تا به کی جان دادن ما را تماشا می کنی؟

  • مسـ ـتور