۳ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

سه حقیقت تلخ

ما از همانـ کودکیـ بازیچهـ دستـ روزگار شدیمـ

وگرنهـ کدامـ روباهیـ پنیر می خورد...؟؟؟!!!

می گنـ تو اونـ دنیا اعضایـ بدنتـ شروعـ می کننـ بهـ حرفـ زدنـ !!!

کاشـ دلمـ لال بمونهـ

هیچیـ نگهـ

آخهـ دوستـ ندارمـ اشکـ خدا رو ببینمـ...

دلهایـ پاکـ خطا نمی کنند

سادگیـ می کنند...!

و امروز سادگیـ پاکـ ترینـ خطایـ دنیاستـ...

 
  • ۶ |
    • مسـ ـتور
    • سه شنبه ۳۱ تیر ۹۳

    تولـــد زود هنگام


     

    فردا تولدمه و من نمی تونم فردا بیام و این جا برای خودم شادی کنم 

    ولی می خوام به جاش امروز رو جشن بگیرم!

    balloons15

    تولد تولد تولدم مبارک...

     

    مبارک مبارک تولدم مبارک...

     

    بیا شمعا رو فوت کن تا صد سال زنده باشی... اینم کیکمون (به به، ببخشید ماه رمضونی اگه دلتون قیلی ویلی رفت!!!)

    cake

    می خوام فوتش کنم اما قبلش یه آرزو:

    خدایا هر چی که به صلاح من و همه ی دوستامه اتفاق بیفته... حالا پوففففففففففففففففف

     

     

    geburtstag-0213.gif from 123gifs.eu Download

     

    خب کادو بهم چی می دین دوستان؟؟؟

    geburtstag-0060.gif from 123gifs.eu Downloadgeschenk-0030.gif from 123gifs.eu Downloadgeburtstag-0037.gif from 123gifs.eu Downloadpink present gif

    سلامتیتون برام کافیه. اصلا هر چه از دوست رسد نیکوست مگه نه؟!

    ممنونم که تو شادیم شرکت کردید...(هر چند که خیلی کوتاه بود!)

    دیرم شده و بازم وقت رفتنه...

    گاهی چقدر زود دیر می شود!!!

  • ۶ |
    • مسـ ـتور
    • يكشنبه ۲۹ تیر ۹۳

    زندگی دارد روال همیشگی را طی می کند

    سخت درگیر درسامم. إن شاءالله بتونم این 1 سالی رو به خوبی و خوشی بگذرونم... تو این مدت

    خیلی اتفاقا برام افتاده... همش بد بوده و البته آموزنده!!! راستی انگشت اشاره ی دست چپم رو

    نمی تونم تکون بدم! (حالا بماند چرا...!!!)

    دلم برای خیلی چیزا تنگ شده...

    احساس می کنم این روزا معلمم ازم ناراحته اما نمی دونم چرا؟؟؟!!! از اون موقعی که این حس

    بهم دست داده نمی تونم درسام رو خوب بخونم...

    ماه رمضونه و شبای قدرم داره نزدیک میشه... بچه ها برا منم دعا کنید. منم برای همتون

    دعا می کنم...

    بیش از این نمی تونم بنویسم. به خدا میسپارمتون...

    + راستی عینکی هم شدم (:

  • ۶ |
    • مسـ ـتور
    • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
    بِسمِ رَبِّ جان
    سلام، مستور هستم (:
    شب گردم،
    میان آب قدم می زنم
    و سر به بالین ماه دارم!
    دیگران، مبهمِ عجیبم می خوانند؛
    شما مرا چه می خوانید، الله أعلم...!

    + آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
    yon.ir/sy3Ym
    نویسندگان