مـ18o81ـن

کسی مستور در من است که سعی در کشف اسرارش دارم!


108. دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

آدم ها همدیگر را پیدا می کنند؛ از فاصله های خیلی دور، از ته نسبت های نداشته...!

انگار جایی نوشته بودند که این ها باید کنار هم باشند...!

می شوند همدم، می شوند رفیق، می شوند دوست... اصلا می شوند جانِ شیرینِ هم...!

درست می نشینند روی طاقچه ی دل هم!

حرف هایشان یک جور خوبی دلنشین است؛ دل برای خنده هاشان ضعف می رود!

اصلا بودنشان شیرین است...

وقتی هم که نیستند؛ هی همدیگر را مرور می کنند و مدام گوش به زنگ آمدنِ هم هستند...!

خدایا این آدم ها را نگیر از هم....

+ خدایا دوستان بلاگر را هم نگیر از من...

+ شدین برام از این دوستا (:

+ ممکنه دیگه کم تر اینجا باشم؛ اگه با من کاری داشتید به آی دی Ma3toor@ پیام بدید.


107. می خواهم زشت باشم!

جوری حرف می زنند که نهی کنند آدم را! مگر می شود؟! مگر می شود شخصیت آدمی را از او گرفت؟!

می گویند این ها خوب نیست، بد است، زشت است و گوشزد می کنند که اگر همین طور پیشروی کنی در زندگی شکست میخوری و تا ابد مزه ی تلخ آن با تو خواهد ماند!!!

اما من می خواهم همین طور زشت بمانم خدا!

چون دلم مدام زیر گوشم میخواند:

"من همینت را دوست دارم

من همینت را میخواهم

و فقط من می دانم که چه زیبا زشت آفریده شدی!"

+ دوستی گفت "اینجوری نباش دیگه، خودتو دوس داشته باش"... اومدم خودمو دوس بدارم مثلا D:

+ خوشحالم که مولود ماه ربیع الاولم (:

+ عیداتون پیشاپیش مبارک (((:


106. در آرزوی صبحم

یعنی میگی شبِ این همه بلا و غم به صبح میرسه؟!

از همون صبحا که لسان الغیبمون میگه "غبار غم برود، حال خوش شود"...

حالا حال دل خوش نشدم، نشد!

اصلا به جهنـــــــم...!

فقط غبار غم برود،

فقط غبار غم برود...

+ إن شاءالله خدا به هممون صبر بده، مخصوصا بازماندگان کرمانشاهی عزیز.....

۱ ۲
بِسمِ رَبِّ جان
سلام، مستور هستم؛
شب گردم،
میان آب قدم می زنم
و سر به بالین ماه دارم!
دیگران، مبهمِ عجیبم می خوانند؛
شما مرا چه می خوانید، الله أعلم...!

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan