مـ18o81ـن

کسی مستور در من است که سعی در کشف اسرارش دارم!

بس نیست پیاپی زمین خوردنِ در دل؟!

ما آدم ها عادت کرده ایم گودال حفر کنیم دقیقا وسط دلمان؛

بعد تمام حرف های نگفتۀ مان را چال کنیم در آن!

تا جایی که دلمان پر می شود از چاله چوله ها،

آن وقت هر کسی بخواهد گذری به این دلِ ناهموار بیندازد ممکن است پایش گیر کند به یکی از آنها...

این طور می شود که گاهی ناخواسته زمین خوردن را به اطرافیانمان پیش کش می کنیم

و اگر آخی، آهی، وایی از جانشان برآمد؛

بی خبر از خود کرده ی خود که اتفاقا تدبیرها دَرِش نهفته است، حق به جانب می ایستیم و با لبخندی کنج لب می گوییم:

"دندان اسب پیش کشی را که نمی شمارند"

+ دوس دارم هر چی حرف تو دلمه بریزم بیرون و هوار بکشم "آهااااای اینه حرف دلم نه چیزی که شما فکر می کنید..."

+ زمین خوردم و انگشت حقله ی دست چپم شکست!

+ تا حالا 5 جلسه فیزیوتراپی رفتم، بهتره دستم شکر خدا (:

+ دلم براتون تنگ شده...

ان شاء الله که انگشت تان خوب می شود
ممنون از دعاتون
خوب شد :)
دوشنبه ۱ آبان ۹۶ , ۱۶:۵۲ ❤مامان احمدرضا❤
اخی الهی چه انگشت حساسی هم ازت شکسته بمیرم من :))
سلام مرسی قربونت عزیزم من خیلی حرف تودلم مونده خیلی :((
انشاا...فیزیوتراپی هاتون به خوشی تمام شه.
خیلی وقتی بودنیومده بودم بیان وخیلی وقت بودکسی برام نظرنفرستاده بودخوشحالم کردی عزیزم :)بازم بهت سرمیزنم
اوهوم
سلام، خب إن شاءالله دونه دونه و یکی یکی، یواش یواش برامون می نویسیدشون :)
تشکر مامان احمدرضا، انگشتم خوب شد :))
خوش حالم که خوش حالتون کردم؛ اتفاقا من منتظر روشن شدن ستاره تون بودم تا ببینم این فسقلی خان چی شدن :)))
بازم میگم قدمش مبارک...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بِسمِ رَبِّ جان
سلام، مستور هستم (:
شب گردم،
میان آب قدم می زنم
و سر به بالین ماه دارم!
دیگران، مبهمِ عجیبم می خوانند؛
شما مرا چه می خوانید، الله أعلم...!

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan