پُشتِ هیچستان

جایی حوالی افکارمان که به جای راه رفتن، پرواز می کنیم!

66. لیست مخاطبینتان را درست ببینید

تا الآن داشتم با مامانم لوبیا خورد می کردم و گل می گفتیم و گل می شنیدیم

خواهرم یه راننده سرویس داره به نام آقای امام قلی نژاد، منم پارسال یه مشاور تحصیلی داشتم به نام آقای امام قلی زاده. مامانم میگفت اشتباهی زنگ زده به آقای امام قلی زاده میگه: سلام میشه امروز برین دنبال دخترم؟ ایشونم میگن: شما؟

- من مادر "ف" ام.

- "ف" کجاست مگه؟

- کلاس داره.

- ببخشید اشتباه گرفتین.

حالا مامانم گفت تا اونو شنیدم فهمیدم که اشتباه گرفتم! (فکرشو بکنید زنگ بزنید به یه مشاور بگید برو دنبال دخترم. دیگه آخرش بود....خخخ) بعدشم زدیم زیر خنده D:

 

+ این روزا برعکس قدیما پرانرژیم و شاد دوس دارم همش بگردم، ورزش کنم، بگم، بخندم و... خلاصه روحیه م عالی عالیه

+ خدایا شکرت که خوبم و میدونم خوب ترم میشم

+ اینم از اینا که مثل من بعضیا عقدشو دارن [کلیک]

پشت هیچستان جایی است‌
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک!
روی شن ها هم‌،
نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند...
پشت هیچستان‌، چتر خواهش باز است‌؛
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید
آدم این جا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری ست‌...
#سهراب سپهری

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan