پُشتِ هیچستان

جایی حوالی افکارمان که به جای راه رفتن، پرواز می کنیم!

30. خودکشی با کتاب تست

صبح تقریبا ۲۰ سانت برف نشسته بود بس که برف باریده! 

واسه همین چی شد؟ مدرسه ها تعطیییییییییییییل!!!  خلاصه ما هم که بچه تیزهوشانی٬ نشستیم از صبح مِن الطلوع الشمس تا دقایقی پیش ۵ تا کتاب تست زدیم...  وای! چقد زیاد بود...  دیدم مخم داره زیادی خسته میشه اومدم یه سر بزنم به این وبلاگ!!! ولی یه حس و حال دیگه داره درس خوندن!!!  
دیروز نشد تو کلاس زبان، واسه خواهرم سخنرانی کنم! ولی فردا که تولدشه تلافیش رو سرش در میارم!!!!

امروز رو می خوام کاملا تست بزنم... پیش خودمون بمونه ها، اگه فردا هم تعطیل بود می خوام خرخونی کنم... به هیچکی نگینا! وگرنه رقیبام ازم پیشی می گیرن...

 
پشت هیچستان جایی است‌
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک!
روی شن ها هم‌،
نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند...
پشت هیچستان‌، چتر خواهش باز است‌؛
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید
آدم این جا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری ست‌...
#سهراب سپهری

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan