پُشتِ هیچستان

جایی حوالی افکارمان که به جای راه رفتن، پرواز می کنیم!

28. همه چی آرومه به روایتی دیگر!

همه چی آرومه... 

من چقد بدبختم...

توی این دنیا ...

یه کمی خستم...

همه چی آرومه...

 آدما خوابیدن...

شک ندارم دیگه...

به خدا نالیدن...

خیلی روزای سختی رو می گذرونم... همش دارم با خودم کل کل می کنم!!! چرا؟ چطوری؟ تا کی؟ و ... سوالایی که هر لحظه از خودم می پرسم! نمی دونم؛ شاید به خاطر سنمه!!!

إیّاکَ نعبدُ و إیِاکَ نستعین...

پشت هیچستان جایی است‌
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک!
روی شن ها هم‌،
نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند...
پشت هیچستان‌، چتر خواهش باز است‌؛
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید
آدم این جا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری ست‌...
#سهراب سپهری

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan