پُشتِ هیچستان

جایی حوالی افکارمان که به جای راه رفتن، پرواز می کنیم!

94. رمزگشایی آدرس وبلاگ

18o81

"خطاب به انسان"

8 در ادیان و مذاهب مختلف عددی مقدس است و مترادف شده با خوش اقبالی، تقدیر، کمال و تکامل، به بی نهایت میل نمودن و عشق.

انسان منتخب شده که با توجه به تقدیر، حدود و اندازه ی هرچیزی، انتخاب کند و مسیر زندگی را بپیماید. از طرفی موجودی است کمال طلب و رو به سوی نهایتِ هر چیزی دارد و در عین حال با عشق آفریده شده و عشق در جای جایِ وجودش حضور دارد؛ بنابراین من عدد 8 را با موجودیت انسان یکی می دانم.

توجه کنید که میان"8o8"، عدد صفر نیست بلکه حرف انگلیسی "o" می باشد که "-ُ" تلفّظ می شود و می دانیم که 8 در زبان انگلیسی "اِیت" خوانده می شود؛ حالا 8 اولی را به انگلیسی و 8 دومی را به فارسی بخوانید: "اِیتُ هشت" یا به نوشتاری دیگر "اِی تو هشت" یعنی "ای تو که هشت هستی" یا با توجه به توضیح بالا "ای تو که انسانی (با تمام ویژگی های گفته شده)". در واقع این جمله خطاب به خودم هست.

حالا می رویم سراغ دو عدد یک. عدد 11 أبجد "هو" هست که مقدَّم بر همۀ  99 اسم أعظم الهی قرار می گیرد و قرار گرفتن هریک از اعدادِ یک در پس و پیش عبارت "8o8" نشان دهندۀ حفاظتِ بهترینِ حافظان از انسان است که همچون ستون و تکیه گاهی محکم از بنده اش مراقبت می کند: «ای انسان! بهترینِ حافظان، تکیه گاه و نگاهبان توست»

هم چنین مجموع عدد 18 و 81 که به ترتیب در کف دست راست و کف دست چپ انسان نوشته شده اند برابر با 99 است که همان 99 اسمِ أعظم را به ما یادآور می شود.

18، 81، 99 همه مضاربی از عدد 9 هستند و حتی:

9=1+8

9=8+1

9=1+8 ، 18=9+9

9 عددی است مربوط به من و باز هم "18o81" به من باز می گردد. (دربارۀ راز عدد 9، اینجا را کلیک کنید)

همان طور که گفته شد، 18 در کف دست راست و 81 در کف دست چپ نوشته شده اما در "18o81" عدد 18 در سمت چپ و عدد 81 در سمت راست قرار دارند. شما هم همین کار را انجام دهید؛ با دست هایتان عدد 18 را به سمت چپ و عدد 81 را به سمت راست ببرید، طوری که دست ها به صورت ضربدری در کنار هم باشند. حالا نوک دو شستِ مخالف را به هم نزدیک کنید تا میانِ دو شست به صورت تقریبی، حرف "o" شکل گیرد (18o81). چه می بینید؟ شبیه چیست؟ 4 انگشت از هر دست را به پرهای بالِ یک پرنده و دو شستِ به هم پیوسته را به سر و بدنه اش می توان تشبیه کرد. پرنده نماد پرواز است و انسان است که پرواز می کند به سوی خالق خود...

اگر به خود "18o81" دقیق تر نگاه کنید، می بینید که چشمانی گریان(دو عدد 8 که دو حفرۀ بالایی تمثالی از دو چشم و دو حفرۀ پایینی تصویری از قطرات اشک هستند) با دستانی برخاسته به دعا (دو عدد 1)، زبان به فریاد گشوده (حرف o) و این، حالت تضرُّع انسان است در برابر خدای متعال...

+ لازم به ذکره که "18o81" و تمام توضیحاتی که درباره اش خوندید یهویی به ذهنم خطور کردند و نقشه و طرحی از قبل براشون نداشتم!!!!!!!!!

!!!!!!!!!!!!!!!
ینی این همه فلسفه پشت اینا خوابیده؟؟؟!!!!!!
وای خدا....مگه میشه؟مگه داریم؟؟؟!!!
حالا من که هم یه ذره خلاقیت تو انتخاب آدرسو اینا به خرج ندادم....خخخخخخ
من برم یه کم از خودم خجالت بکشم:|||
بله
فعلا که شده.
گفتم که خودبه خودی و یهویی همۀ این ها به ذهنم اومدن، البته قصد انتخاب چیز مناسبی رو هم داشتم که فکر می کنم لطف خدا شامل حالم شده (:
خجالت چرا؟!
شاید باورتون نشه ولی من هزاربار به اینکه چرا همچین ادرسی دارید فکر کردم
ممنونم که رمزش گشوده شد
:)))))))
هزار بار؟!
می گفتید زودتر میذاشتم این پست رو.
خواهش می کنم، قابلی نداشت (:
و ببخشید که باعث شدم ذهنتون برای مدتی درگیر بشه ((:
وااااعٌ ×!@
:)) عالی بود ! حالا رمزگشایی اسم وب من چی میشه ؟! D:

+دنبال شدید !
ممنون
یقینا خودتون بهتر میدونید!

+ سپاس
شنبه ۱۹ تیر ۹۵ , ۱۷:۵۱ کتایون دولتشاهی
سلام عزیزم مطالبتون عالیه ازت یه خواهشی دارم لطفا بیا و منو دنبال کن.خیلی سادس بیا تو وبلاگم و رو گزینه سبز رنگ دنبال کردن کلیک کن عزیزم
سلام، تشکر
(:(: واییی من همیشه توکف ادرس بودم تشکرات
عزیــــــزم
خواهش میکنم (:
اینکه ناگهانی بوده خوبه
(:
ولی چرا؟!
شنبه ۱۹ تیر ۹۵ , ۱۹:۴۶ پریســـآتیـــــس : )
چقدرم جالب بود ھم استانی جانم :*
هم استانی؟!! درست خوندم؟! خواب نمی بینم؟!
میگم چرا من از همون اوّل یه علاقۀ خاصی به شما دارم پس واسه همینه ((((:
بسی خوش حال شدیم D:
چون به این معناست که معنیش در وجودتون بوده و فقط این کمکی بوده برای تفسیرش
((:
شما اولین کسی هستید که به این موضوعِ ناگهانی بودنش توجه کردید.
ممنونم از توجهتون و هم چنین برای نگرش عمیق شما
فقط حقیقتو گفتم
خواهش میکنم
باز هم تشکر
(:
بابا سقراط و افلاطون کجایید که این پستو ببینید؟؟؟؟ :|

قیافه من الان تعجب و هنگ و ایناست! چه فلسفه ای پشتش خوابیده!

+ هم استانی هستیم :)
+ قسمت ری را رو از اونجایی که به شمال و بارون و اینا علاقه دارم...متولد آبانم و مایه ی ماه زندگیم آبه... و...و...و...دوستش دارم...درکش می کنم :)
سقراط و افلاطون بیان که دیکشنری لازمن! اول باید بشینن چند ساعتی ترجمه کنیم براشون (;

خودمم وقتی همۀ اینا به ذهنم هجوم آوردن، از این همه تعابیر تعجب کردم!!!

+ شما هم؟! خوبه، کم کم دارن هم استانی های جانمون مشخص میشن ((:
+ اینم چه خوب (:
چقد جالب بود باریکلا به تو
حالا یه چیزبگم من هی تو آدرس وبت مونده بودم یعنی چیه؟؟ الان متوجه شدم
ممنونم، لطف دارید پریا جان (:
مثل این که اکثرا کنجکاو بودن بدونن منتهی چرا اعلام کنجکاوی نکردید که زودتر این ها رو بنویسم؟!
خب الحمدلله که رمزش گشوده شد و شما هم متوجه شدید (:
آره خب اینم هست :)))

+ بله دیگه ما هم :)) خوبه...احساس نزدیکی بیشتر میشه :)
+ :)
وقتی آدم ها مشترکاتشون زیاد میشه، به هم نزدیک تر میشن،
ما هم که مستثنی نیستیم (:
درسته :)
(:
چه باکلاس و خفن :)
ممنون (:
جالب بود، اما این موضوع که به علم عدد شناسی علاقه مندید و اطلاعاتی ازش دارید ارزش بالاتری داره،
موفق باشید
تشکر
به کام باشید
جمعه ۲۵ تیر ۹۵ , ۱۷:۰۶ سیّد محمّد جعاوله
سلام علیکم
لطفا قلم کوچک را دنبال بفرمایید
متشکرم.
علیکم السلام
خواهش میکنم
چه جالب بود این توضیح ، خوشم اومد آفرین :)
ممنونم ماهی جان (:
پست عالی اما من مایل بودم بدانم اگر شما می توانید کمی بیشتر در مورد این موضوع بنویسید؟
من می توانم بسیار سپاسگزار باشم اگر بتوانید کمی بیشتر توضیح دهید.
متشکرم!
سپاس
توضیح بیشتر در چه رابطه؟!
سلام، من خواندن تمام مقاله شما را دوست دارم. من می خواستم یک نظر کمی برای نوشتن بنویسم
شما.
سلام
تمام گفته ی من یا به قول شما مقاله، همین هست که نوشتم
چیز بیشتری برای ارائه نیست!
سلام! من خودم خیلی دوست دارم به اشتراک بگذارید ما در مورد مقاله خود در AOL بیشتر در تماس هستیم؟

برای حل مشکل من به یک متخصص در این زمینه نیاز دارم. شاید
تویی! داشتن نگاهی به آینده برای نگاه کردن به تو
سلام
بنده متوجه منظور شما نیستم!!!
به سادگی می خواهم بگویم که مقاله شما شگفت آور است.
روشنایی در پست شما به سادگی عالی است و می توانم فرض کنم شما متخصص در این موضوع هستید.
خوب با اجازه شما اجازه بدهید که فید RSS شما را حفظ کنم
به روز با پست آینده. با تشکر یک میلیون و لطفا کار خیرخواهانه را ادامه دهید.
یا حضرت عباس! ما که نفهمیدیم چی شد
تا حالا کسی نگفته بود نفهمیدم!
واقعا متوجه نشدین؟!
راستش همت نکردم تا آخرش بخونم
البته تا اونجا که خوندم فهمیدم
همونقدر هم که خوندید کافیه (:
ممنون از نگاهتون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پشت هیچستان جایی است‌
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
که خبر می آرند
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک!
روی شن ها هم‌،
نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند...
پشت هیچستان‌، چتر خواهش باز است‌؛
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید
آدم این جا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاری ست‌...
#سهراب سپهری

+ آدرس وبلاگ برای ممنوع البیانی ها:
yon.ir/sy3Ym
Designed By Erfan Powered by Bayan